چشمه
češme[t͡ʃʰeʃ.mé][t͡ʃʰæʃ.mé]
اسم
- چشمه
- چاه
- منبع
- منبع تاریخی
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- مرجع
- سرچشمه
- خانی
- ریشه
- عین
- بنخان
دستور زبانِ Quelle
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Quelle
- جمع
- die Quellen
- تلفظ
- [ˈkvɛlə]
همهٔ صورتها
- Quellen
- Quellen
- Quellen
- Quellen
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Die Quelle des Lebens.
چشمهٔ زندگی.
Neugier ist die Quelle der Intelligenz, Habgier ist die Quelle der Dummheit.
کنجکاوی سرچشمه ذکاوت است، طمع سرچشمهٔ حماقت است.
Er trank aus der Quelle.
او از چشمه نوشید.
Die verborgene Quelle des Humors ist nicht Freude, sondern Kummer.
سرچشمهٔ پنهان شوخی شادی نیست بلکه غم است.
Das Geheimnis der Kreativität ist zu wissen, wie man seine Quellen versteckt.
رمز خلاقیت دانستن چگونگی مخفی کردن سرچشمهٔ آن است.
Um an die Quelle zu kommen, muss man gegen den Strom schwimmen.
برای رسیدن به سرچشمه، باید در خلاف جهت جریان شنا کرد.
Wer mit dem Strom schwimmt, erreicht die Quelle nie.
کسی که با جریان شنا میکند هرگز به سرچشمه نمیرسد.
Wer zur Quelle will, muss gegen den Strom schwimmen.
کسی که میخواهد به سرچشمه برود، باید بر خلاف جهت جریان شنا کند.
Selbstvertrauen ist die Quelle des Vertrauens zu anderen.
اعتماد به خود، سرچشمهٔ اعتماد به دیگران است.
Die Quelle versiegt.
چاه خشک شد.