فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دود

dud[d̪uːd̪̥]

der Qualm اسم

اسم

  • دودdud[d̪uːd̪̥](visible particles and vapour given off by burning material)

دستور زبانِ Qualm

اسم

جمع ذکر نشده است

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Qualms, des Qualmes
تلفظ
[kvalm]
همهٔ صورت‌ها
  • Qualmsحالت اضافی، مفرد
  • Qualmesحالت اضافی، مفرد
  • Qualmeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

der Qualm verschluckt alles

دود همه چیزهارا در کام خود فرو می گیرد

der Qualm verschlingt alles

دود همه چیزهارا در کام خود فرو می گیرد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها