فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گچ

تأییدنشده

gač[ɡʲæt͡ʃʰ]

der Putz جمع: die Putze اسم

اسم

  • گچgačگَچ[ɡʲæt͡ʃʰ](mixture for coating)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • گچبریگَچبُریتأییدنشده

دستور زبانِ Putz

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Putzes
جمع
die Putze
تلفظ
[pʊt͡s]
همهٔ صورت‌ها
  • Putzeحالت نهادی، جمع
  • Putzesحالت اضافی، مفرد
  • Putzeحالت اضافی، جمع
  • Putzenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Putzeحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

auf den Putz hauen

لاف زدن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها