فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

عروسک

arusak[ʔæ.ɹuː.sǽkʰʲ]

die Puppe جمع: die Puppen اسم

اسم

  • عروسکarusakعَروسَک[ʔæ.ɹuː.sǽkʰʲ](a toy in the form of a human)(doll)
  • شفیره(insect)(Insekt)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • گدی(a toy in the form of a human)(doll)دریتأییدنشده
  • پیلهتأییدنشده

دستور زبانِ Puppe

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Puppe
جمع
die Puppen
تلفظ
[ˈpʊpə]
همهٔ صورت‌ها
  • Puppenحالت نهادی، جمع
  • Puppenحالت اضافی، جمع
  • Puppenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Puppenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Meine Schwester gab mir nur eine schöne Puppe.

خواهرم برایم یک عروسک زیبا درست کرد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: aref (de #2944392), behi (fa #2900544), tatoeba.org
منابع و مجوزها