فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

الگوی نمونه اولیه

تأییدنشده

der Prototyp جمع: die Prototypen اسم

اسم

  • الگوی نمونه اولیهتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نمونه اعلاتأییدنشده

دستور زبانِ Prototyp

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Prototyps
جمع
die Prototypen
تلفظ
[ˈpʁoːtoˌtyːp]
همهٔ صورت‌ها
  • Prototypenحالت نهادی، جمع
  • Prototypsحالت اضافی، مفرد
  • Prototypenحالت اضافی، جمع
  • Prototypenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Prototypenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها