تبلیغ
tabliġ[t̪ʰæb.líːɢ̥]
اسم
- تبلیغ
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- پروپاگاندا
- تبلیغات
- پروپاگاند
دستور زبانِ Propaganda
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Propaganda
- تلفظ
- [pʁopaˈɡanda]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Das scheint kommunistische Propaganda zu sein.
این یک بوغ تبلیغاتی کمونیستی به نظر میرسد.