فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سود

sud[suːd̪̥]

der Profit جمع: die Profite اسم

اسم

  • سودsud[suːd̪̥](benefit)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بهره‌وریbahrevariبَهره وَری[bæɦ.ɹæ.væ.ɹíː]تأییدنشده
  • بهره برداری سودبَهره بَرداریِ سودتأییدنشده
  • بهره مندیبَهره مَندیتأییدنشده
  • بهره گیریبَهره گیریتأییدنشده
  • عایداتعایِداتتأییدنشده
  • مکسبمَکسَبتأییدنشده
  • فایدهfâyede[fɒː.je.d̪é](benefit)تأییدنشده
  • نفعnaf'[næfʔ](benefit)تأییدنشده

دستور زبانِ Profit

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Profits, des Profites
جمع
die Profite
تلفظ
[pʁoˈfiːt], [pʁoˈfɪt]
همهٔ صورت‌ها
  • Profiteحالت نهادی، جمع
  • Profitsحالت اضافی، مفرد
  • Profitesحالت اضافی، مفرد
  • Profiteحالت اضافی، جمع
  • Profiteحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Profitenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Profiteحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

mit diesem Anteil wurden sie am Profit beteiligt

بهمین نسبت در سود آن شریک شدند

die Industrie ist dabei, Profit abzuwerfen

صنعت به مرحلهٔ بهره برداری رسید

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها