فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نیمرخ

nimrox[niːm.ɹóx]

das Profil جمع: die Profile اسم

اسم

  • نیمرخnimroxنیمرُخ[niːm.ɹóx](shape, view, or shadow of a person's head from the side)(Malerei, etc.)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • آج(grooves in tire)تأییدنشده
  • فرمformفُرم[foɹm](Technik)تأییدنشده
  • ماهی‌وارهتأییدنشده
  • پروفایل یو ام‌التأییدنشده
  • پروفیل(Technik)(einer Landschaft)تأییدنشده
  • برش عرضیبُرِشِ عَرضی(Technik)تأییدنشده

دستور زبانِ Profil

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Profils
جمع
die Profile
تلفظ
[pʁoˈfiːl]
همهٔ صورت‌ها
  • Profileحالت نهادی، جمع
  • Profilsحالت اضافی، مفرد
  • Profileحالت اضافی، جمع
  • Profilenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Profileحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها