فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اولویت

owlaviyyat[ʔow.læ.vi.jǽt̪ʰ]

die Priorität جمع: die Prioritäten اسم

اسم

  • اولویتowlaviyyatاولَویَت[ʔow.læ.vi.jǽt̪ʰ](priority)(item's relative importance)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ارجحیتاَرجَحیَتتأییدنشده

دستور زبانِ Priorität

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Priorität
جمع
die Prioritäten
تلفظ
[pʁioʁiˈtɛːt]
همهٔ صورت‌ها
  • Prioritätحالت نهادی، مفرد
  • Prioritätenحالت نهادی، جمع
  • Prioritätحالت اضافی، مفرد
  • Prioritätenحالت اضافی، جمع
  • Prioritätحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Prioritätenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Prioritätحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Prioritätenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Jeder, der in der Wirtschaft Verantwortung übernehmen will, muss lernen, Prioritäten zu setzen.

کسی که می‌خواهد در اقتصاد مسئولیت قبول کند، باید یاد بگیرد اولویت‌ها را تعیین کند.

Wenn deine Mittel begrenzt sind, dann musst du Prioritäten setzen.

هنگامی که ملزوماتت محدود هستند، باید اولویت بندی کنی.

„Keine Zeit“-- gibt es nicht. Nur andere Prioritäten.

«نبود وقت» وجود ندارد. فقط «اولویت‌های دیگر» وجود دارد.

die richtigen Prioritäten setzen

اولویتهای درستی قائل شدن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #10165305), cojiluc (fa #11978291), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #661404), cojiluc (fa #10346472), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #6377944), cojiluc (fa #12720967), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
منابع و مجوزها