فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تخته بند

تأییدنشده

der Pranger جمع: die Pranger اسم

اسم

  • تخته بندتَخته بَندتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • قاپوق(framework on a post used as a means of punishment and humiliation)تأییدنشده

دستور زبانِ Pranger

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Prangers
جمع
die Pranger
تلفظ
[ˈpʁaŋɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Prangersحالت اضافی، مفرد
  • Prangernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع

مثال‌ها

an den Pranger stellen

کسی را پیش همه رسوا کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها