فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کارآموزی

تأییدنشده

das Praktikum جمع: die Praktika اسم

اسم

  • کارآموزی(job taken by a student)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کارآموزتأییدنشده

دستور زبانِ Praktikum

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Praktikums
جمع
die Praktika
تلفظ
[ˈpʁaktikʊm]
همهٔ صورت‌ها
  • Praktikaحالت نهادی، جمع
  • Praktikumsحالت اضافی، مفرد
  • Praktikaحالت اضافی، جمع
  • Praktikaحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Praktikaحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Ich habe mich um ein Praktikum für den Sommer beworben.

من برای کارورزی تابستان ثبت‌نام کردم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Ich bewarb mich um ein Praktikum für den Sommer.

من برای کارورزی تابستان ثبت‌نام کردم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #718381), ghasemkiani (fa #866451), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #718380), ghasemkiani (fa #866451), tatoeba.org
منابع و مجوزها