فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پراگماتیسم

perâgmâtism

der Pragmatismus جمع: die Pragmatismen اسم

اسم

  • پراگماتیسمperâgmâtism(pragmatism)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • آئین صلاح عملیآئینِ صَلاحِ عَمَلیتأییدنشده
  • اصالت عملاِصالَتِ عَمَلتأییدنشده
  • مصلحت آئینیمَصلَحَت آئینیتأییدنشده

دستور زبانِ Pragmatismus

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Pragmatismus
جمع
die Pragmatismen
تلفظ
[pʁaɡmaˈtɪsmʊs]
همهٔ صورت‌ها
  • Pragmatismusحالت نهادی، مفرد
  • Pragmatismusحالت اضافی، مفرد
  • Pragmatismusحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Pragmatismusحالت مفعولی مستقیم، مفرد
منابع و ارجاع‌ها