توان
tavân[t̪ʰæ.vɒ́ːn]
اسم
- توان
- قدرت
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- توانائی
- قوه
- قدرت اثر
- قوت یک نقطه نسبت به یک دایره
دستور زبانِ Potenz
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Potenz
- جمع
- die Potenzen
- تلفظ
- [ˌpoˈtɛnt͡s]
همهٔ صورتها
- Potenzen
- Potenzen
- Potenzen
- Potenzen
مثالها
Die zweite Potenz von zwei ist vier.
توان دوم دو چهار است.
Die dritte Potenz von 3 ist 27.
۲۷ توان سوم ۳ است.
Eine Million ist tausend in zweiter Potenz.
یک میلیون هزار به توان دو است.
Die Wärmestrahlung eines Körpers ist proportional der vierten Potenz seiner absoluten Temperatur.
تابش گرمایی یک جسم متناسب با توان سوم دمای مطلقش است.