فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پلنوم

تأییدنشده

das Plenum جمع: die Plenen, die Plena اسم

اسم

  • پلنوم(a legislative meeting (especially of the Communist Party) in which all members are present)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نشست عمومیتأییدنشده

دستور زبانِ Plenum

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Plenums
جمع
die Plenen, die Plena
تلفظ
[ˈpleːnʊm]
همهٔ صورت‌ها
  • Plenenحالت نهادی، جمع
  • Plenaحالت نهادی، جمع
  • Plenumsحالت اضافی، مفرد
  • Plenenحالت اضافی، جمع
  • Plenaحالت اضافی، جمع
  • Plenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Plenaحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Plenenحالت مفعولی مستقیم، جمع
  • Plenaحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

im Plenum über etwas beraten

در جلسهٔ عمومی به شور گذاشتن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها