بشقاب
bošġâb[boʃ.ɢɒːb̥]
اسم
- بشقاب
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- قاب
- تخته
- دیس
- ورقه
دستور زبانِ Platte
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Platte
- جمع
- die Platten
- تلفظ
- [ˈplatə], [ˈplatːə]
همهٔ صورتها
- Platten
- Platten
- Platten
- Platten
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Das ist mein Lieblingslied auf der ganzen Platte.
این تنها آهنگیه که تو کل این دیسک دوست دارم.
Dieser Titel sagt mir von der ganzen Platte am allermeisten zu.
این تنها آهنگیه که تو کل این دیسک دوست دارم.