پیتزا
pitzâ[pʰiːt̪ʰ.zɒ́ː]
اسم
- پیتزا
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- پیتسا
- کش لقمه
دستور زبانِ Pizza
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Pizza
- جمع
- die Pizzas, die Pizzen
- تلفظ
- [ˈpɪt͡sa]
همهٔ صورتها
- Pizzas
- Pizzen
- Pizzas
- Pizzen
- Pizzas
- Pizzen
- Pizzas
- Pizzen
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Pizza ist mein Lieblingsgericht.
پیتزا غذای مورد علاقه ی من است
Pizza ist mein Lieblingsessen.
پیتزا غذای مورد علاقه ی من است
Pizza ist mein Leibgericht.
پیتزا غذای مورد علاقه ی من است
telefonisch eine Pizza bestellen
تلفنی یک پیتزا سفارش دادن