فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قلم‌مو

der Pinsel جمع: die Pinsel اسم

اسم

  • قلم‌موقَلَم مو
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دستdastدَست[d̪æst̪ʰ]تأییدنشده

دستور زبانِ Pinsel

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Pinsels
جمع
die Pinsel
تلفظ
[ˈpɪnzl̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Pinselsحالت اضافی، مفرد
  • Pinselnحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع

مثال‌ها

Wer schön schreiben kann, schreibt auch schön mit einem schlechten Pinsel.

کسی که می‌تواند خوب بنویسد، با بدترین قلم هم می‌تواند خوب بنویسد.

Nicht jeder, der einen Pinsel in die Hand nimmt, ist ein Maler.

هر قلمو به دستی نقاش نیست.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #5093921), cojiluc (fa #8142288), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2175226), cojiluc (fa #10688711), tatoeba.org
منابع و مجوزها