قارچ
ġârč[qɒːɹt͡ʃʰ]
اسم
- قارچ
دستور زبانِ Pilze
اسم
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Von Kindheit an sammel ich gern Pilze.
از کودکی دوست داشتم قارچ جمعآوری کنم.
Diese Pilze sind nicht essbar.
این قارچها خوراکی نیستند.
Man kann alle Pilze essen, manche aber nur einmal.
هر قارچی میتواند خورده شود، اما بعضیها فقط یک بار.