فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قارچ

ġârč[qɒːɹt͡ʃʰ]

Pilze اسم

اسم

  • قارچġârč[qɒːɹt͡ʃʰ]

دستور زبانِ Pilze

اسم

حرف تعریف ذکر نشده است

جمع ذکر نشده است

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Von Kindheit an sammel ich gern Pilze.

از کودکی دوست داشتم قارچ جمع‌آوری کنم.

Diese Pilze sind nicht essbar.

این قارچ‌ها خوراکی نیستند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Man kann alle Pilze essen, manche aber nur einmal.

هر قارچی می‌تواند خورده شود، اما بعضی‌ها فقط یک بار.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #1969201), cojiluc (fa #7453525), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #7193879), cojiluc (fa #7820159), tatoeba.org
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #2924326), cojiluc (fa #7559390), tatoeba.org
منابع و مجوزها