حب
اسم
- حب
- قرص
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- قرض
- گولی
دستور زبانِ Pille
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Pille
- جمع
- die Pillen
- تلفظ
- [ˈpɪlə]
همهٔ صورتها
- Pillen
- Pillen
- Pillen
- Pillen
مثالها
Die wichtigste Erfindung wäre eine Pille gegen menschliche Dummheit.
مهمترین اختراع، قرص ضد حماقت خواهد بود.
Pillen muss man schlucken, nicht kauen.
قرصها را باید قورت داد، نه جوید.
Dumm bleibt dumm, da helfen keine Pillen.
حماقت درمان ندارد.