فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پیزومتر

تأییدنشده

das Piezometer جمع: die Piezometer اسم

اسم

  • پیزومترتأییدنشده

دستور زبانِ Piezometer

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Piezometers
جمع
die Piezometer
تلفظ
[pi̯et͡soˈmeːtɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Piezometersحالت اضافی، مفرد
  • Piezometernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها