فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سوراخ‌کاری بدن

تأییدنشده

das Piercing جمع: die Piercings اسم

اسم

  • سوراخ‌کاری بدنتأییدنشده

دستور زبانِ Piercing

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Piercings
جمع
die Piercings
تلفظ
[ˈpiːɐ̯sɪŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Piercingsحالت نهادی، جمع
  • Piercingsحالت اضافی، مفرد
  • Piercingsحالت اضافی، جمع
  • Piercingsحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Piercingsحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها