فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

فرومون

ferumun

das Pheromon جمع: die Pheromone اسم

اسم

  • فرومونferumun(chemical)(pheromone)

دستور زبانِ Pheromon

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Pheromons
جمع
die Pheromone
تلفظ
[feʁoˈmoːn]
همهٔ صورت‌ها
  • Pheromoneحالت نهادی، جمع
  • Pheromonsحالت اضافی، مفرد
  • Pheromoneحالت اضافی، جمع
  • Pheromonenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Pheromoneحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها