فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

از آب در آمدن

تأییدنشده

Pflicht erfüllen
عبارت

عبارت

  • از آب در آمدناز آب دَر آمَدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • انجام تعهداتاَنجامِ تَعَهُداتتأییدنشده
  • حاصل شدنحاصِل شُدَنتأییدنشده
  • وظیفهٔ خودرا اداء کردنوَظیفهٔ خودرا اَداء کَردَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها