فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

فرش کردن

تأییدنشده

das Pflaster جمع: die Pflaster اسم

اسم

  • فرش کردنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مرهمmarhamمُرهَم[mæɹ.hæm](Verband)تأییدنشده
  • جسب زخمجَسبِ زَخم(Verband)تأییدنشده
  • پانسمانpânsemân[pʰɒːn.se.mɒ́ːn]تأییدنشده
  • چسب زخمتأییدنشده

دستور زبانِ Pflaster

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Pflasters
جمع
die Pflaster
تلفظ
[ˈp͡flastɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Pflastersحالت اضافی، مفرد
  • Pflasternحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع

مثال‌ها

Geduld ist ein Pflaster für alle Wunden.

صبر یک مرحم برای همهٔ زخمهاست.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2418516), cojiluc (fa #7768159), tatoeba.org
منابع و مجوزها