فرش کردن
اسم
- فرش کردن
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- مرهم
- جسب زخم
- پانسمان
- چسب زخم
دستور زبانِ Pflaster
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Pflasters
- جمع
- die Pflaster
- تلفظ
- [ˈp͡flastɐ]
همهٔ صورتها
- Pflasters
- Pflastern
مثالها
Geduld ist ein Pflaster für alle Wunden.
صبر یک مرحم برای همهٔ زخمهاست.