فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سوت

sut, sôt[suːt̪ʰ]

die Pfeife جمع: die Pfeifen اسم

اسم

  • سوتsut, sôt[suːt̪ʰ](device used to make a whistling sound)
  • پیپ(smoking tool)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • قلیانqalyânقَلیان[qæl.jɒːn]تأییدنشده
  • چبوقčebuġ, čobuġ[t͡ʃʰe.buːɢ̥][t͡ʃʰo.buːɢ̥](smoking tool)تأییدنشده
  • چپق(smoking tool)تأییدنشده

دستور زبانِ Pfeife

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Pfeife
جمع
die Pfeifen
تلفظ
[ˈp͡faɪ̯fə]
همهٔ صورت‌ها
  • Pfeifenحالت نهادی، جمع
  • Pfeifenحالت اضافی، جمع
  • Pfeifenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Pfeifenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

er steckte sich die Pfeife zwischen die Zähne

پیپش را زیر لب گذاشت

nach jem. Pfeife tanzen

به ساز کسی رقصیدن

nach jedermanns Pfeife tanzen

به ساز کسی رقصیدن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها