فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پنکیک

der Pfannkuchen جمع: die Pfannkuchen اسم

اسم

  • پنکیک(thin batter cake)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دوناتdonât[d̪o.nɒ́ːt̪ʰ](deep-fried piece of dough or batter)تأییدنشده

دستور زبانِ Pfannkuchen

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Pfannkuchens
جمع
die Pfannkuchen
تلفظ
[ˈp͡fanˌkuːxn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Pfannkuchensحالت اضافی، مفرد

مثال‌ها

Wir haben Pfannkuchen zum Frühstück gemacht.

ما برای صبحانه پنکیک درست کردیم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: MUIRIEL (de #903), cojiluc (fa #7963230), tatoeba.org
منابع و مجوزها