چشمانداز
اسم
- چشمانداز
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- منظره
- ژرفانمایی
- دور نما
- نقطهنظر
دستور زبانِ Perspektive
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Perspektive
- جمع
- die Perspektiven
- تلفظ
- [pɛʁspɛkˈtiːvə], [pɛʁspɛkˈtiːfə]
همهٔ صورتها
- Perspektiven
- Perspektiven
- Perspektiven
- Perspektiven
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
aus welcher Perspektive war das wichtig
به چه منظور این مهم بود
seine Arbeit vermittelt keine Perspektive
کارش دور نمائی ندارد