فارسی
fârsi[fɒːɹ.síː]
اسم
- فارسی
- پارسی
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- زبان فارسی
اسم خاص
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- زبان پارسی
دستور زبانِ Persisch
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Persisch, des Persischs, des Persischen
- تلفظ
- [ˈpɛʁzɪʃ], [ˈpɛʁzɪʃə]
همهٔ صورتها
- Persische
- Persischs
- Persischen
- Persischen
- Persische
اسم خاص
مثالها
Sprichst du Persisch?
فارسی حرف میزنی؟
Sprichst du Persisch?
فارسی صحبت میکنی؟
Du sprichst Englisch und Persisch.
تو انگلیسی و فارسی صحبت میکنی.
Sie sprechen Englisch und Persisch.
تو انگلیسی و فارسی صحبت میکنی.
Möchtest du Persisch lernen?
آیا میخواهید فارسی یاد بگیرید؟
Ich spreche Persisch.
من فارسی صحبت میکنم.
Geschichtlich gesehen gehört der Persische Golf zum Iran.
از لحاظ تاریخی، خلیج فارس متعلق به ایران است.