فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ملانقطی

der Pedant جمع: die Pedanten اسم

اسم

  • ملانقطیمُلا نُقَطی
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • آدم خرده بینآدَمِ خُرده بینتأییدنشده

دستور زبانِ Pedant

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Pedanten
جمع
die Pedanten
تلفظ
[peˈdant]
همهٔ صورت‌ها
  • Pedantenحالت نهادی، جمع
  • Pedantenحالت اضافی، مفرد
  • Pedantenحالت اضافی، جمع
  • Pedantenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Pedantenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Pedantenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Pedantenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Er scheint ein Pedant zu sein.

او یک ملا لغتی به نظر می‌رسد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #5788530), cojiluc (fa #7830160), tatoeba.org
منابع و مجوزها