فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آدم بدیمن

تأییدنشده

der Pechvogel جمع: die Pechvögel اسم

اسم

  • آدم بدیمنآدَمِ بَدیُمنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • آدم نگون بختآدَمِ نِگون بَختتأییدنشده
  • نامرادنامُرادتأییدنشده

دستور زبانِ Pechvogel

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Pechvogels
جمع
die Pechvögel
تلفظ
[ˈpɛçˌfoːɡl̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Pechvögelحالت نهادی، جمع
  • Pechvogelsحالت اضافی، مفرد
  • Pechvögelحالت اضافی، جمع
  • Pechvögelnحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Pechvögelحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

einer, den es erwischt hat, Pechvogel

مرد تیره روز

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها