گذرنامه
gozarnâme[ɡ̥o.zæɹ.nɒː.mé]
اسم
- گذرنامه
- پاسپورت
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- رد
- پاس
- پاسپرت
- تذکرهٔ مرور
دستور زبانِ Pass
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Passes
- جمع
- die Pässe
- تلفظ
- [pas]
همهٔ صورتها
- Pässe
- Passes
- Pässe
- Passe
- Pässen
- Pässe
مثالها
Dieser Pass ist fünf Jahre gültig.
این گذرنامه پنج سال معتبر است.
Wenn du deinen Pass verlierst, rufe die Botschaft an.
اگر پاسپورتت را گم کردی، با سفارت تماس بگیر.
Wo hast du meinen Pass versteckt?
پاسپورتم را کجا گذاشتهای؟
Ohne Sprachkenntnisse fühlt man sich, als hätte man keinen Pass.
بدون دانستن زبان، حس پاسپورت نداشتن را دارید.