فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پارتی

pârti[pʰɒːɹ.t̪ʰíː]

die Party جمع: die Partys اسم

اسم

  • پارتیpârti[pʰɒːɹ.t̪ʰíː](party)(social gathering)محاوره‌ای
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مهمانیmehmâniمِهمانی[meɦ.mɒː.níː](social gathering)تأییدنشده
  • بزمbazmبَزمتأییدنشده
  • جشنjašnجَشن[d͡ʒæʃn](social gathering)تأییدنشده

دستور زبانِ Party

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Party
جمع
die Partys
تلفظ
[ˈpaːɐ̯ti]
همهٔ صورت‌ها
  • Partysحالت نهادی، جمع
  • Partysحالت اضافی، جمع
  • Partysحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Partysحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Es tut mir leid, dass du es nicht zur Party schaffst.

چقدر بد شد که نمیتونی به مهمونی بیای.

Gestern auf der Party hat sie sich nicht sehen lassen.

او دیروز در مهمانی حاضر نشد.

Betty war das erste Mädchen, das zur Party kam.

بتی اولین دختری بود که وارد مهمانی شد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: GuidoW (de #8314675), Suroosh (fa #12332895), tatoeba.org
  2. ۲: al_ex_an_der (de #1721843), AsliAbbasi (fa #1774469), tatoeba.org
  3. ۳: Espi (de #867780), mahdiye (fa #823726), tatoeba.org
منابع و مجوزها