فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مسابقه

تأییدنشده

mosâbeġe[mo.sɒː.be.ʁé]

die Partie جمع: die Partien اسم

اسم

  • مسابقهmosâbeġeمُسابِقه[mo.sɒː.be.ʁé](sporting event)تأییدنشده

دستور زبانِ Partie

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Partie
جمع
die Partien
تلفظ
[paʁˈtiː]
همهٔ صورت‌ها
  • Partienحالت نهادی، جمع
  • Partienحالت اضافی، جمع
  • Partienحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Partienحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

eine Partie Schach spielen

یک دست شطرنج بازی کردن

eine gute Partie machen

شخص مؤثر را ازدواج کردن

mit von der Partie sein

روی کسی حساب کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها