فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مخ

تأییدنشده

mox

der Palmenbaum جمع: die Palmenbäume اسم

اسم

  • مخmox(tropical tree)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نخلnaxlنَخل[næxl̥](tropical tree)تأییدنشده
  • خرمابن(tropical tree)تأییدنشده

دستور زبانِ Palmenbaum

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Palmenbaumes, des Palmenbaums
جمع
die Palmenbäume
تلفظ
[ˈpalmənˌbaʊ̯m]
همهٔ صورت‌ها
  • Palmenbäumeحالت نهادی، جمع
  • Palmenbaumesحالت اضافی، مفرد
  • Palmenbaumsحالت اضافی، مفرد
  • Palmenbäumeحالت اضافی، جمع
  • Palmenbaumeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Palmenbäumenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Palmenbäumeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها