فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تخم‌ریز

تأییدنشده

der Ovipositor جمع: die Ovipositoren اسم

اسم

  • تخم‌ریزتأییدنشده

دستور زبانِ Ovipositor

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Ovipositors
جمع
die Ovipositoren
تلفظ
[oviˈpoːzitoːɐ̯]
همهٔ صورت‌ها
  • Ovipositorenحالت نهادی، جمع
  • Ovipositorsحالت اضافی، مفرد
  • Ovipositorenحالت اضافی، جمع
  • Ovipositorenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Ovipositorenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها