فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ارشاد

تأییدنشده

eršâd[ʔeɹ.ʃɒ́ːd̪̥]

die Orientierung جمع: die Orientierungen اسم

اسم

  • ارشادeršâdاِرشاد[ʔeɹ.ʃɒ́ːd̪̥]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • جهت‌گیریjehat-giriجَهَت گیری[d͡ʒe.ɦæt̪ʰ.ɡʲiː.ɹíː]تأییدنشده
  • اوریانتاسیونتأییدنشده
  • تشخیص موقعیتتَشخیصِ موقِعیَتتأییدنشده
  • جهات یابیجَهات یابیتأییدنشده
  • خط مشقخَطِ مَشقتأییدنشده

دستور زبانِ Orientierung

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Orientierung
جمع
die Orientierungen
تلفظ
[oʁiɛnˈtiːʁʊŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Orientierungenحالت نهادی، جمع
  • Orientierungenحالت اضافی، جمع
  • Orientierungenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Orientierungenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

jem. eine Orientierung geben

کسی را راهنمائی کردن

er hat die Orientierung verloren

شده کلاف سر در گم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها