فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

استخاره

تأییدنشده

das Orakel جمع: die Orakel اسم

اسم

  • استخارهاِستِخارهتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • اوراکلتأییدنشده
  • فالfâl[fɒːl̥]تأییدنشده
  • وحی کاذبوَحیِ کاذِبتأییدنشده

دستور زبانِ Orakel

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Orakels
جمع
die Orakel
تلفظ
[oˈʁaːkl̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Orakelsحالت اضافی، مفرد
  • Orakelnحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

nach dem Orakel handeln

استخاره راه دادن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها