فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کرم گوش

تأییدنشده

der Ohrwurm جمع: die Ohrwürmer اسم

اسم

  • کرم گوشتأییدنشده

دستور زبانِ Ohrwurm

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Ohrwurmes, des Ohrwurms
جمع
die Ohrwürmer
تلفظ
[ˈoːɐ̯ˌvʊʁm]
همهٔ صورت‌ها
  • Ohrwürmerحالت نهادی، جمع
  • Ohrwurmesحالت اضافی، مفرد
  • Ohrwurmsحالت اضافی، مفرد
  • Ohrwürmerحالت اضافی، جمع
  • Ohrwurmeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Ohrwürmernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Ohrwürmerحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها