فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گوشواره

gušvâre[ɡ̥uːʃ.vɒː.ɹé]

Ohrringe اسم

اسم

  • گوشوارهgušvâre[ɡ̥uːʃ.vɒː.ɹé]

دستور زبانِ Ohrringe

اسم

حرف تعریف ذکر نشده است

جمع ذکر نشده است

مثال‌ها

Sie trug herzförmige Ohrringe.

او گوشواره‌هایی به شکل قلب دارد.

منابع و ارجاع‌ها
  • Refugee Phrasebook, CC0-1.0
  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR
  1. ۱: virgil (de #622002), ghasemkiani (fa #1438242), tatoeba.org
منابع و مجوزها