فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گوشواره

gušvâre[ɡ̥uːʃ.vɒː.ɹé]

der Ohrring جمع: die Ohrringe اسم

اسم

  • گوشوارهgušvâre[ɡ̥uːʃ.vɒː.ɹé](piece of jewelry)(earring)
  • منگوشmangušمَنگوش[mæŋ.ɡuːʃ](piece of jewelry)(earring)

دستور زبانِ Ohrring

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Ohrringes, des Ohrrings
جمع
die Ohrringe
تلفظ
[ˈoːɐ̯ˌʁɪŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Ohrringeحالت نهادی، جمع
  • Ohrringesحالت اضافی، مفرد
  • Ohrringsحالت اضافی، مفرد
  • Ohrringeحالت اضافی، جمع
  • Ohrringeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Ohrringenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Ohrringeحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Sie trug herzförmige Ohrringe.

او گوشواره‌هایی به شکل قلب دارد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: virgil (de #622002), ghasemkiani (fa #1438242), tatoeba.org
منابع و مجوزها