فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سیلی

sili[siː.liː]

die Ohrfeige جمع: die Ohrfeigen اسم

اسم

  • سیلیsili[siː.liː](slap in the face or on the cheek)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کشیدهkešideکِشیده[kʰʲe.ʃiː.d̪e]تأییدنشده
  • طپانچهطَپانچهتأییدنشده

دستور زبانِ Ohrfeige

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Ohrfeige
جمع
die Ohrfeigen
تلفظ
[ˈoːɐ̯ˌfaɪ̯ɡə]
همهٔ صورت‌ها
  • Ohrfeigenحالت نهادی، جمع
  • Ohrfeigenحالت اضافی، جمع
  • Ohrfeigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Ohrfeigenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Die schlechte Laune ist eine Art Ohrfeige ins eigene Gesicht.

بدخلقی یک نوع سیلی در صورت خود است.

ich gab ihm ein paar heftige Ohrfeigen

یک جفت سیلی آبدار به گوشش می زدم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2697708), cojiluc (fa #8437868), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها