فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کشیم گوشک‌دار

تأییدنشده

der Ohrentaucher جمع: die Ohrentaucher اسم

اسم

  • کشیم گوشک‌دارتأییدنشده

دستور زبانِ Ohrentaucher

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Ohrentauchers
جمع
die Ohrentaucher
تلفظ
[ˈoːʁənˌtaʊ̯xɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Ohrentaucherحالت نهادی، مفرد
  • Ohrentaucherحالت نهادی، جمع
  • Ohrentauchersحالت اضافی، مفرد
  • Ohrentaucherحالت اضافی، جمع
  • Ohrentaucherحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Ohrentauchernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Ohrentaucherحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Ohrentaucherحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها