اجاق
ojâġ[ʔo.d͡ʒɒ́ːɢ̥]
اسم
- اجاق
- بخاری
- تنور
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- کوره
- فر
دستور زبانِ Ofen
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Ofens
- جمع
- die Öfen
- تلفظ
- [ˈoːfn̩]
همهٔ صورتها
- Öfen
- Ofens
- Öfen
- Öfen
- Öfen
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Mit dem Holz, das er gesammelt hatte, befeuerte Tom seinen Ofen.
تام با چوبهایی که گرد آورده بود، اجاقش را افروخت.
Im Ofen durchdringen Mikrowellen das Essen.
مایکروویو به مواد غذایی داخل مایکروویور نفوذ می کند.
sie halten den Ofen am Brennen
اجاق را دایر نگه دارند