فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

درخت میوه

تأییدنشده

der Obstbaum جمع: die Obstbäume اسم

اسم

  • درخت میوهتأییدنشده

دستور زبانِ Obstbaum

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Obstbaumes, des Obstbaums
جمع
die Obstbäume
تلفظ
[ˈoːpstˌbaʊ̯m]
همهٔ صورت‌ها
  • Obstbäumeحالت نهادی، جمع
  • Obstbaumesحالت اضافی، مفرد
  • Obstbaumsحالت اضافی، مفرد
  • Obstbäumeحالت اضافی، جمع
  • Obstbaumeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Obstbäumenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Obstbäumeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها