فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

میوه

mive[miː.vé]

das Obst اسم

اسم

  • میوهmive[miː.vé](food)

دستور زبانِ Obst

اسم

جمع ذکر نشده است

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Obsts, des Obstes
تلفظ
[oːpst], [ɔpst]
همهٔ صورت‌ها
  • Obstsحالت اضافی، مفرد
  • Obstesحالت اضافی، مفرد
  • Obsteحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Er isst ausschließlich Obst.

او منحصرا میوه می‌خورد.

Verbotenes Obst ist süß.

میوهٔ ممنوعه شیرین است.

eine Ladung voll Obst

یک محمولهٔ میوه

Ich hatte Hunger, doch da war weder Obst noch Eis für mich.

من گرسنه بودم ولی هیچ میوه یا بستنی‌ای برای من نبود.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #1921711), cojiluc (fa #7076010), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #3522139), cojiluc (fa #12238022), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: al_ex_an_der (de #2811546), sinakd (fa #11113745), tatoeba.org
منابع و مجوزها