فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بخش فوقانی

تأییدنشده

der/das Oberteil جمع: die Oberteile اسم

اسم

  • بخش فوقانیبَخشِ فوقانیتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بالاbâlâ[bɒː.lɒ́ː](uppermost part)تأییدنشده
  • تاپ(garment worn to cover the torso)تأییدنشده

دستور زبانِ Oberteil

اسم

جنس دستوری
der/das (مذکر، خنثی)
حالت اضافی
des Oberteiles, des Oberteils
جمع
die Oberteile
تلفظ
[ˈoːbɐˌtaɪ̯l]
همهٔ صورت‌ها
  • Oberteileحالت نهادی، جمع
  • Oberteilesحالت اضافی، مفرد
  • Oberteilsحالت اضافی، مفرد
  • Oberteileحالت اضافی، جمع
  • Oberteilenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Oberteileحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها