فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ابلیسک

der Obelisk جمع: die Obelisken اسم

اسم

  • ابلیسک(tall, square, tapered, stone monolith topped with a pyramidal point)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تمثالتِمثالتأییدنشده

دستور زبانِ Obelisk

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Obelisken
جمع
die Obelisken
تلفظ
[obeˈlɪsk]
همهٔ صورت‌ها
  • Obeliskenحالت نهادی، جمع
  • Obeliskenحالت اضافی، مفرد
  • Obeliskenحالت اضافی، جمع
  • Obeliskenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Obeliskenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Obeliskenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Obeliskenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها