فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سودمندی

تأییدنشده

der Nutzwert جمع: die Nutzwerte اسم

اسم

  • سودمندیسودمَندیتأییدنشده

دستور زبانِ Nutzwert

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Nutzwertes, des Nutzwerts
جمع
die Nutzwerte
تلفظ
[ˈnʊt͡sˌveːɐ̯t]
همهٔ صورت‌ها
  • Nutzwertحالت نهادی، مفرد
  • Nutzwerteحالت نهادی، جمع
  • Nutzwertesحالت اضافی، مفرد
  • Nutzwertsحالت اضافی، مفرد
  • Nutzwerteحالت اضافی، جمع
  • Nutzwertحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Nutzwerteحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Nutzwertenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Nutzwertحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Nutzwerteحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها