فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

وضع اضطراری

تأییدنشده

der Notstand جمع: die Notstände اسم

اسم

  • وضع اضطراریوَضعِ اِضطِراریتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • اضطراریezterâri[ʔez.t̪ʰe.ɹɒː.ɹíː](situation requiring urgent assistance)تأییدنشده
  • فوریتفوریَت(situation requiring urgent assistance)تأییدنشده

دستور زبانِ Notstand

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Notstands, des Notstandes
جمع
die Notstände
تلفظ
[ˈnoːtˌʃtant]
همهٔ صورت‌ها
  • Notständeحالت نهادی، جمع
  • Notstandsحالت اضافی، مفرد
  • Notstandesحالت اضافی، مفرد
  • Notständeحالت اضافی، جمع
  • Notstandeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Notständenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Notständeحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Der Gouverneur hat den Notstand ausgerufen.

فرماندار حالت اضطراری اعلام کرد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #6219809), cojiluc (fa #7788649), tatoeba.org
منابع و مجوزها