نت
not, net[not̪ʰ][net̪ʰ]
اسم
- نت
- نمره
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- نوت
- اسکناس
دستور زبانِ Note
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Note
- جمع
- die Noten
- تلفظ
- [ˈnoːtə]
همهٔ صورتها
- Noten
- Noten
- Noten
- Noten
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
seine Noten sind ungenügend
نمره اش به حد نصاب نمی رسد
diese Note wird aufgrund der Gesamtdurchschnittsnote errechnet
نمرهٔ این درس در میانگین کل نمرات محاسبه می شود
die Prüfung mit der Note drei bestehen
با نمرهٔ ۳ از عهدهٔ امتحان در آمدن
im voraus benötigte Note
نمرهٔ درسهای پیش نیاز
Ich habe eine schlechte Note bekommen.
من یک نمره بد به دست آوردم.